خرید بک لینک
میخوام به حضرتشان بگم:

حاضرید با دختری که هر روز خروس خون ساعت هفت صبح بیدار میشه کولشو میندازه رو دوشش سوار تاکسی میشه میره ته شهر محله ی دروازه غار سابق و هرندی فعلی تا ساعت 5 بعد از ظهر با یه مشت بچه ی مواد فروش و دزد و بزهکار کار میکنه ازدواج کنید؟


بهش میگم :

من دور خیلی چیزا خط کشیدم از قید ارشد خوندن گذشتم غر و لند و دعوای کل فامیلو به جون خریدم انگ دیوونگی و جو زدگی رو با جون و دل قبول کردم فقط واسه کار کردن تو اون شرایط ...

حاضری با دختر دیوونه ای که از نظر همه کلش بوی قرمه سبزی میده و خوشی زده زیر دلش ازدواج کنی؟


حضرت کار آزاد دارن دو کوچه پایینتر از خونشون فروشندگی میکنن

صبحا لردی میرن سر کار . واسه ناهار برمیگردن دست پخت مادرو نوش جون میکنن .عصر هم غروب نشده کرکره رو میکشن پایین...




پی نوشت:

دوره های فشرده و تضمینیه خواستگار پرانی:)))

برچسب: اگهی نامه ی بیست, نویسنده: نوید جعفری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:52

صفحه بندی